محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

139

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

يهودى نزاع افتاد . آن غلام به بيرون قصبه دويد و فرياد برآورد : يهودى غدر كرده و ابن صمادح به شهر داخل شده . در حال ، مردم به هرسوى روى به دويدن نهادند و فريادها درهم افتاد . پيشاپيش همه جمعى از صنهاجه كه با وزير يوسف بن نغزاله دشمنى داشتند به قصبه درآمدند . يوسف برفور به باديس پناه برد . باديس بيهوده كوشش مىكرد كه مهاجمان را آرامش بخشد . يوسف به درون قصر گريخت و مهاجمان در پى او بودند . او را در يكى از انبارهاى زغال يافتند . صورت خود را سياه كرده بود تا نشناسندش ؛ ولى او را شناختند و كشتند و پيكرش را بر دروازهء غرناطه بياويختند . در اين حال ، سپاهيان و مردم به جنبش درآمدند و سلاح برگرفتند و به خانه‌هاى يهوديان حمله آوردند و در شكنجه و كشتن ايشان هيچ كوتاهى ننمودند . خانهء يوسف را نيز كه پر از نفايس و ذخاير بود به غارت بردند . در خانهء او خزانه‌اى بود گرانبها از كتب علوم اسلامى . دكانها و خانه‌هاى ديگر يهوديان را نيز تاراج كردند و به تعقيب ايشان پرداختند و هرجا آنان را يافتند ، كشتند و از اموالشان غنايم بسيار به دست آوردند . از يهوديان بيش از سه هزار تن يا به روايتى ديگر بيش از چهار هزار تن به قتل رسيدند . ابن صمادح نيز چون اوضاع را چنان ديد بازگرديد . « 28 » ابن الخطيب مىگويد : « قبر يوسف و پدرش در مقابل دروازهء البيره است . يهوديان موضع آن را مىدانند ، زيرا به تواتر از پيشينيان خود شنيده‌اند . » « 29 » 4 باديس پس از اين حادثه از خواب گران خويش بيدار شد و خمول و كسالت

--> ( 28 ) . براى اخبار اين كشتار رجوع كنيد به امير عبد اللّه : التبيان ، ص 54 . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 271 و 272 . ابن الخطيب : الاحاطه ، ج 1 / ص 447 و 448 و اعمال الاعلام ، ص 233 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 266 ، 275 و 476 . ما روايت التبيان و الذخيره را برگزيديم . در مآخذ ديگر آمده است كه ابن نغزاله در هجومى كه به خانه‌اش آوردند كشته شد . ( 29 ) . ابن الخطيب : الاحاطه ، ج 1 / ص 448 . دروازهء البيره هنوز هم در شهر غرناطه برپاست .